کد خبر: ۳۱۱۸۷۶
تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۴۰۴ - ۲۰:۳۲

این دو جریان «نمی‌گذارند» ورزش اصلاح شود!(نکته  ورزشی)

 
 
سید سعید مدنی
مدیران واداده و تحمیلی از یکسو و دلالی افسارگسیخته منفعت‌جو از سوی دیگر، دو جریان و عنصری هستند که در اتحادی نانوشته به خاطر منافع و جایگاه خود، در جهت تضعیف ورزش و سروسامان نیافتن و قانونمند نشدن آن دست به دست یکدیگر داده و همراهی می‌کنند. مدیران واداده و منفعل با زیر پا گذاشتن اصول و عدم حرکت بایسته و قاطعیت و جریانات دلالی و آویزان ورزش با رفتار و تصمیمات‌شان، مانع از این شده و می‌شوند که ورزش از شکل و سازمانی کارآمد برخوردار باشد و درمسیر پیشرفت و سازندگی و افتخارآفرینی به حرکت مستمر خود ادامه دهد. 
این جریانات که دیگر کسی در حضور نحس و مخرب آنها شکی ندارد، بدون اغراق و بزرگنمایی، صرفا به خاطر منافع و حفظ جایگاه خود اجازه نمی‌دهند و بهتر است بگوییم«نمی‌گذارند»! ورزش مستعد و بالقوه توانمند و پرظرفیت ایران با عمل به «اصول»- اصول شناخته شده‌ای که اثرگذاری خود را در هر جا که به کار گرفته شده‌اند، ثابت کرده‌اند- از سروسامان بایسته و ساختار قوی برخوردار شود و... این است پاسخ قاطع و مهمی که می‌شود به این سؤال داد که «چرا ورزش ایران قادر نیست از ظرفیت‌ها و سرمایه‌های خود به درستی بهره ببرد و توانایی‌های بالقوه‌اش را به فعلیت درآورد؟»
متاسفانه و بدون تعارف شرایط و واقعیات ورزش ایران به گونه‌ای است که اغلب (نمی‌گوییم همه) کسانی که در آن دستی بر آتش دارند، بیش از هرچیزی به دنبال کار خودشان هستند، به دنبال حفظ جایگاه و استفاده هرچه بیشتر از مواهب ورزش به نفع خود و خانواده و همشهریان و هم‌جناحی‌ها و هم باندی‌ها و...
متاسفانه این واقعیتی است که در ورزش ما وجود دارد و نمی‌توان آن را کتمان کرد.‌ تقریبا در هر دوره و مقطع مدیریتی هم این داستان تلخ تکرار می‌شود و هرکسی سعی می‌کند از موقعیتی که به دست آورده و پست و مقامی که صاحب شده، برخلاف شعارها و ادعاها و وعده‌ها و... بیش از هر چیز به نفع خود و خانواده و همشهری‌ها و... استفاده کند و... 
برای همین است که آدم‌ها می‌آیند و می‌روند، مدیران جای خود را به دیگری می‌دهند، زمان سپری می‌شود و سرمایه‌ها و انرژی‌ها هدر می‌رود اما شاهد تغییر مثبت و بهبود و تحول در ورزش نیستیم. اخباری که از برخی فدراسیون‌ها به گوش می‌رسد و اتفاقاتی که در متن و حاشیه ورزش رخ می‌دهد، جملگی اثباتگر ادعای ماست و حکایت از آن دارد که دست‌اندرکاران و مدیران بی‌توجه به اصولی مثل شایسته‌سالاری و خدمتگزاری و پاسخگویی و... با ملاک‌های «من درآوردی» و خودخواهانه عمل کرده وخیلی وقت‌ها و در بسیاری از جاها اصول علمی و معیارهای دقیق و کارآمد را فدای خواسته‌های شخصی و منافع باندی می‌کنند. این است که می‌بینیم در خیلی از جاهای ورزش به جای قانونمداری و حاکمیت اصول، شلختگی و بی‌قانونی و هنجارشکنی حاکم است و جریانات افسارگسیخته دلالی و مدیران واداده و نالایق، به راحتی اجرای مقررات را به نفع منافع و مصالح خود نادیده می‌گیرند و خیلی که بخواهند در جهت اصلاح حرفی بزنند، به جای قاطعیت، با لحنی ملتمسانه در اشاره به قانون‌شکنان و هرج‌و‌مرج‌طلبان می‌گویند که «‌امیدواریم به قانون عمل کنند»!
همین چند روز پیش رئیس فدراسیون یکی از مهم‌ترین و جنجالی‌ترین و «هرکی هرکی»ترین رشته‌های ورزشی یعنی فوتبال بعد از جلسه‌ای با وزیر ورزش و تنی چند از مدیران باشگاه‌های متمول لیگ برتری با همین لحن اظهار امیدواری کرده بود که مدیران تیم‌ها به قانون احترام بگذارند و کارها را از طریق ایجنت‌های قانونی دنبال کنند و از دلال‌ها و جریانات دلالی غیر‌رسمی کمک نگیرند! این درخواست ملتمسانه رئیس فدراسیون فوتبال بعد از این جمله بود که گفت: «ایشان (یعنی وزیر) خیلی نگران قراردادهای مطرح شده در رسانه‌ها بود که به یک بازیکن 150 میلیارد و به یکی دیگر 100 میلیارد می‌دهند... این عدد و رقم‌ها برای فوتبال ما قابل قبول نیست و امکان پرداخت آن وجود ندارد.» 
خدمت ایشان و سایر مدیران ریزودرشت ورزش عرض می‌کنیم که غیر از این، خیلی چیزهای دیگری نیز دیده می‌شود که «قابل قبول نیست»! اما چون به نفع مشتی دلال منفعت‌جو و مدیر تحمیلی و همشهری و هم‌باندی است، وجود دارد. این سخنی است که پایان ندارد و قلم از نوشتن بازمی‌ماند و زبان از گفتن خسته می‌شود. این در حالی است که ورزش و فوتبال ما هنوز سرمایه‌هایی دارد که خیلی از رقیبان وکشورهای آسیایی و غیرآسیایی حسرت داشتن آن را می‌خورند. 
همین هفته پیش بود که از طرف سایتی رسمی و وابسته به کنفدراسیون فوتبال آسیا اعلام شد چهار بازی از پنج دیدار پرتماشاگر مسابقات فوتبال باشگاهی این قاره به بازی‌هایی تعلق دارد که در ایران برگزار شده است! با شنیدن این خبر هم دل ایرانیان شاد می‌شود و هم دل کسانی که از واقعیات تلخ ورزش کشورمان آگاه هستند به درد می‌آید، آنهائی که می‌دانند بزرگ‌ترین ورزشگاه شهر ما به دلایلی مبهم به شکل تاسف‌باری درآمده و وضعیت خدمات و سرویس‌دهی و رفتار با این تماشاگر چگونه است...
با وجود همه اینها و ورزشگاه نیمه تمام و آن نوع رفتار با تماشاگر، باز هم تماشاگران ایرانی با حضور بی‌توقع و پرشور و صمیمانه خود، نام کشورمان را بر قله فوتبال قاره کهن نشانده‌اند وحتما اگر وضع ورزشگاه‌های ما روبراه بود و قدر این تماشاگر به معنی واقعی شناخته می‌شد، از این نظر به رکوردی دست نیافتنی می‌رسیدیم.
راستی کو آن غیرت مسئولیت و عرق ملی و تعهد مدیریتی و شرافت انسانی که قدر این تماشاگر و سایر سرمایه‌های ورزش را بداند و آن را قربانی منافع شخصی و باندی و قوم و خویش بازی و همشهری‌گرایی و ملاک‌های پوچ و بی‌ارزش و سخیف نکند؟!